در کوچه گوسفندم
در مدرسه طوطی
در اداره گاو
به خانه که می رسم سگ می شوم
چوپانی از برنامه کودک داد می زند:
گرگ آمد! گرگ آمد!
و من کنار بخاری
شعر تازه ام را پارس می کنم
شاعر: اکبر اکسیر
پ.ن. خیلی وقته می خوام یه پست بنویسم دربارهی فروشندهگان مترو… چند وقته خیلی فکرمو مشغول کردهن!
یه پست دیگه هم با عنوان: ” من و کتابخانهی ملی” ! … ولی کو وقت؟ کو حوصله؟ نمی دونم، ولی با این اوضاع کاری که واسه خودم دست و پا کردهم، به آیندهی پروخالی شدن پیمانه زیاد امیدوار نیستم!
