قسمت دوم- س ک س در باور عمومی جامعه
آیا آمار درستی منتشر شده که چند درصد از اختلافات خانوادگی، جدایی، سوءتفاهمات بین زن و شوهرها، خیانت در زناشویی، ازدواج های مجدد و … ریشه در عدم آگاهی صحیح از مسائل جنسی دارد؟ چرا حرف زدن درباره س ک س در مجامع و محافل خصوصی یا عمومی تعبیر به پرونوگرافی می شود؟ به راستی این تابوی بزرگی که در لایه های مختلف جامعه از یک نیاز طبیعی، انسانی و عامل رشد و آرامش روانی افراد می شود برای خود ساخته ایم، این قدر مخوف، زیان آور و کثیف است که حتی شرم می کنیم واژه های مربوط به آن را به زبان بیاوریم؟
در جامعه ای که آموزش مسائل جنسی و شیوه های س ک س ممنوع و مقبوح شمرده می شود، و از سویی با اعمال اقدامات امنیتی ساده ترین روش دست یابی به این آموزش ها یعنی اینترنت با تبر فیل تراسیون قطع می شود- تا به این حد که این گونه برای نوشتن واژه های ممنوع باید دست به دامان جدانویسی حروف برای فرار از چنگال موتورهای جستجوی فسادیاب شد- چه کسی جواب گوی آمار انواع انحرافات و ناهنجاری های روابط انسانی در سطوح است؟؟؟
بسیاری از دختران جوان ایرانی که تجربه رابطه جنسی قبل از ازدواج را ندارند، با ذهنیت خاموش و بسته ی خود، مجهز به سپر شرم و حجب و حیای زنانه – که به غلط به معنای احتیاط و محافظه کاری در روابط جنسی تعبیر می شود- به خانه ی بخت خود وارد می شوند، بدون این که با ظرائف زناشویی آشنا باشند! آن قدرها مهم نیست که دختران ایرانی عموما قبل از ازدواج س ک س را تجربه نمی کنند، بلکه برقراری یک رابطه ی اصولی و پایدار جنسی و زناشویی با سطح فرهنگ و آگاهی طرفین و شناخن آن ها از ماهیت س ک س و نقش آن در آرامش روانی، سلامت جسمی- روحی و تحکیم روابط خانواده ارتباط تنگاتنگی دارد.
زنان و مردانی که بدون تجربه ی س ک س فانتزی تنها از روی اجرای سنت دیرینه ازدواج و اصل توالد و یا برای ارضای میل طبیعی خویش به عادت پدران و مادران نسل های گذشته و طبق فرمول بندی تعیین شده در هم می آمیزند، هنوز تفاوت بین غریزه و نیاز متکامل انسانی را درنیافته اند!
نظام ارزشی غلطی که در ضمیر نیمه هوشیار ما چنبره زده و مجموعه ای از بایدها و نبایدهای عرفی و شرعی را بی هیچ منطق انسانی در باورهای مان گنجانیده، باعث می شود تا دختران از بخش زنانه ی خود شرمسار باشند و حتی دیده شده در بعضی موارد موجب بروز رفتارهای پسرانه و نفرت از ویژگی های جنسیتی، بدبینی نسبت به جذابیت های زنانه و حتی ابراز رفتارهای کلامی و حرکتی خشن و پسرانه به جای ظرافت ها و نرمی زنانه شده است. قوز کردن دختران به هنگام بلوغ و رشد سینه ها، تشویش و نگرانی اولین تجربه قاعدگی، شرم و ناتوانی در بیان مشکلات جنسی و بیماری های دستگاه تناسلی، روی آوردن به فرهنگ عامیانه جوک ها و لطیفه های س ک س ی و گاه پرونوگرافی به صورت زیرزمینی و مخفیانه به جای بحث و تبادل نظر علمی و آموزشی در بین محافل زنان در سنین و سطوح مختلف و ده ها پدیده ی غیر طبیعی دیگری که هر روزه شاهد آن هستیم، همه گی بر بطلان آموزه های غلط ما از مفهوم میل و نیاز جنسی صحه می گذارند.
قسمت سوم- آیا آموزش های رسمی و آکادمیکی برای آگاهی زوج های جوان و نسل دانشجو کافیست؟
چندین سال است علاوه بر جلسه آموزشی و توجیهی بهداشت و تنظیم خانواده ویژه زوج های جوان که در آستانه ازدواج هستند ]و موضوعاتی مثل روش های پیشگیری از بارداری، تالاسمی و پیشگیری از تولد کودکان مبتلا به تالاسمی و بیماریهای منتقله از راه تماس جنسی را به آن ها آموزش می دهند[ واحدی به نام ” تنظیم خانواده” نیز به عنوان یک درس عمومی اجباری در دانشگاه های ما تدریس می شود که خود حکایت غریبی است! که از چند منظر می شود به آن نگریست:
۱. از نگاه مفاد آموزشی
نگران نباشید! هرچه دلتان بخواهد درباره جزئیات جهاز تناسلی خانم ها و آقایان چیز یاد می گیرید؛
اصلا مهم نیست چه گونه س ک س کنید! کافی ست بدانید چگونه از بارداری پیشگیری کنید؛
بیخودی به دل خود صابون نزنید و در کل منتظر معجزه نباشید! همه حقایق را نخواهید دانست؛
۲٫ از نگاه استاد
- استاد خجالتی یا معذب = کنج کاوی تان کور و کچل خواهد ماند؛
استاد متظاهر به ریلکس بودن= همه ی اطلاعات به درد نخور و بخور در یک پروسه آرام و پیوسته شرح داده می شوند، اصولا وقتی برای سوال دانشجو نمی ماند؛
- استادی که در همان دانشکده یکی از واحدهای مرتبط ( مثلا بیولوژی، فیزیولوژی، بهداشت و … ) تدریس می کند= حضور دانشجوهای خودم تو این کلاس اختیاریه! می تونید جزوه رو برای امتحان از بچه های دیگه بگیرید؛
- استاد وظیفه شناس و جدی= جوان باید بداند این چیزها را… هرچه دوست داشتید بپرسید… بله جانم؟… نخیر جانم… این یکی را دیگر ضوابط اجازه نمی دهد؛
- استاد باحال= شانس بیاورید استاد مهمان باشد و تعداد آنتن های کلاس هم اندک؛
۳٫ از نگاه محیط آموزشی
- کلاس مختلط= شلیک خنده ها و متلک های یواشکی پسرها و زرد و بنفش و قرمز و سیاه شدن دخترها؛
- کلاس دخترانه= گربه دستش به گوشت نمیرسه، میگه پیف پیف بو میاد…. ؛
- کلاس پسرانه= بستگی به باحال یا ضدحال بودن استاد داره، اصولا محیطی مفرح و سرگرم کننده؛
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل…!
