• بعدازخیلی‌وقت‌نوشت!

    relife

    چند وقتی بود که پیمانه‌ام خالی مانده بود. اول، از روی دل‌سردی و خموده‌گی دوران بعد از انتخابات؛ و بعد، به خاطر تمدید نکردن دامنه از روی تنبلی و بی‌حوصله‌گی! مدتی هم از سر لج‌بازی با شرکت ارائه‌ دهنده‌ی هاست، هاستیران، به خاطر اصرار بیهوده‌شان برای گرفتن اطلاعات شخصی مثل تلفن منزل و…! که در نهایت برای حفظ وبلاگ اطلاعات را دادم، اما همراه با نامه‌ای از سر گله‌گذاری و اعلام این‌که به زودی سرویس هاست را تغییر خواهم داد -که هنوز هم همان است، متاسفانه.

    هنوز هم نمی‌دانم چه بنویسم این‌جا! شاید فقط آمدم که چند قطره‌ای ته پیمانه بریزم و بروم…

    هرچه هست،‌ اشتیاق عجیبی دارم به نوشتن، هرچند که خسته‌گی، بی‌برنامه‌گی و انفعال شدیدی مرا دربرگرفته است که مجالی برای اندیشیدن و نوشتن نمی‌دهد.

    تلاش می‌کنم اما!

Leave a comment