تنها نشستهام این جا، تو کافهی مورد علاقهم آزغال ( آب زغال چال) تقریبا درمیانهی مسیر پلنگ چال ازمیدان درکه. تکیه دادهم به تکه الوار افقی و خوش رنگ و لعابی که پیچ شده به پایهی فلزی تخت و از پهلو چسبیدهم به حفاظ نرده ای که تخت های کنار هم ِ کافه رو از شاخه های پربرگ درخت خرمالوی کال و چنار پیر جدامی کنه. مسحور آوای تصنیف های قدیمی به رقص ظریف و پراطوار آرشه روی سیم های ویولون با همراهی تمبک، از لای میله های نرده- که با ترتیب قرمز،آبی، قرمز، زرد و دوباره قرمز،آبی، قرمز، زرد رنگ شدهن- خیره شدهم به برگهای خاک گرفته و صخرههای اون سمت کوه که آروم آروم ابریشم داغ آفتاب رومی کشند رو سینهی لختشون… این جا نشسته م تنها و با باد، یار دیرینهم، هم نفس و هم داستان شدهم…
به دیشب فکرمی کنم… به التهاب عجیبی که تو جونم افتاده بود…
حس مرگ مثل یه بختک، لابهلای پردههای بیزمان خواب و بیداری چنگ زده بود به ریشهی افکارم. نه این که از مرگ بترسم، نه! مدتهاست که آمادهگی لازم برای سرودن غزل رو پیدا کردهم… حالا نه این که در آرزوی مرگ هم بسوزم، نه! زندهگی رو دوست دارم؛ با همه ی رنگهاش، تلخی ها و افت و خیزهاش…
درست نمی دونم چه طور شروع شد. شاید از همان عصر دیروز که دلشورهی عجیبی داشتم، یه حس غریب که گمان میکنم نوازشهای نسیم پاییزی و خواهش یکبارهی نفس کشیدن در کوه، خیلی هم بیتقصیر نبودند!
…خواب ارواح سرگردان رو می دیدم… خودم روح شده بودم و بدون این که پاهایم به زمین برسند، در فضای خونهی خودمون شلنگ تخته مینداختم!…
وقتی بیدار شدم، ناگهان حس کردم تا چند لحظهی دیگه با الههی مرگ ملاقات خواهم کرد! صدایی مطمئن و قوی به جای من حرف می زد و فکر می کرد و من می دیدم که یارای مقابله با جزم مسخ کننده شو ندارم. تن سپرده بودم به غرق شدن تو مرداب خیالات واهی…
یاد این افتادم:
صدای ناله های زخمی باد
از باریک ترین مجاری اتاق خلوت زده ام
در حجم تنهایی باران خورده طنین افکنده است
رامشگرانه
سودای پرواز جنون آلوده خویش را
در گوش من نجوا می کند
و من، مبهوت، بی فرصت تردید
کشش ذرات آماسیده روحم را
به سوی شراره های تند آغوش آتش زده اش
به نظاره نشسته ام
پ.ن. خیلی خوابم میاد!!!





نشستم به شونصد تا از این اوغلی ها زنگ زدم قیمت گرفتم واسه شست و شوی فرش های دست باف خواهر جان اینا، بعد خانوم خانوما زنگ زده ن به شوور جونشون، ایشون فرموده ن: اصلن شست و شو نمی خواد، می فروشیمشون دو تخته فرش ماشینی اعلا می خریم!!!!!!!!!!


