Archive for آذر, ۱۳۸۷

  • نوستالژی‌ها (۱)

    ۰

    اول دبیرستان بودم که خط تلفن ما بعد نود و بوقی که ثبت‌نام کرده بودیم، وصل شد. اون وقتا مثل الان نبود که یه روزه خط تلفن ثابت بگیری واسه خونه که! کلی باید منتظر می‌شدی تا نوبت‌ات برسه. ما و عموم اینا که همسایه بغلمون بودن، باهم ثبت‌نام کرده بودیم، از قضای روزگار مال ما زودتر وصل شد و این برای ما بچه‌ها که از اول با سربالایی‌های زیادی از ناحیه‌ی دماغ دخترعموجان‌های گرامی روبه‌رو شده بودیم، یه برگ برنده‌ی چاق‌ و چله محسوب می‌شد، اما به لطف تاکید و حساسیت مامان جان نسبت به کلام قصار جناب لقمان حکیم (ادب از که آموختی و… این حرفا) نمی‌تونستیم اون حرکت باستانی کنف‌سازی- مالیدنِ دل‌خنک‌ساز ِ روی دماغ مبارک با انگشت- رو مرتکب بشیم و به‌ناچار لذت سبقت گرفتن از خانواده‌ی پرافاده‌ی عموجان در مسیر ترقی و بهره‌گیری از تکنولوژی، بی‌صدا توی دل‌مون غنج می‌زد…

    » Read the rest of the entry..

  • (بدون عنوان)

    ۱

    کفش‌دوزک ِ غول‌پیکر ِ شیرین تنها نشسته بود. خاموش و منتظر؛ تا شاید بچه‌هکی پیدا شود و بگوید: «مامان، مامان، واسه تولدم این کیک‌و می‌خری؟»…

     

    پ.ن. پز مینی‌مالیستی نمی‌دم! از بس که وقت نمی‌کنم، از بس که شب‌ها نیمه‌جان و خسته می‌رسم، از بس که حرف‌های انبوه توی دلم تلمبار (تل‌انبار، تل‌امبار…) شده، از بس که بعضی حرفا رو مجبورم بسپرم دم تیغ سانسور، …خب منم دلم تنگ می‌شه واسه نوشتن دیگه…بی ام سی!

  • فرهنگ لغت جدید!!!!!!!!!

    ۰

    به نقل از دوستان و همکاران سابق در آن شرکت مسبوق کذایی، از کرامات رئیس اسبق ما این   است که :

    با کمال افتخار و حفظ شأن و مقام، “نوستالژی” را “جامعه ی ایده آل” معنی نمایند و “اگزیستانسیالیسم” را “از خود بی خود شدن“!!!!!!!!!!!!

    خدایی یکی از بزرگ ترین هنرهای آدم گفتن “نمی دانم” است؛ اما خوب از آن جا که خیلی زشت است مدیر توانمند، لایق و هم سطح مدیرانی چون قالیباف که از قضای روزگار و مأخوذ بودن به حیا، به حاشیه کشانده شده، چیزی را در این دنیای پر از کلمات و معانی جورواجور نداند،  انصافا باید مجوز ارائه ی یک فرهنگ لغت جدید را به این گونه نوابغ صادر کرد و آن را در جمهوری احمق ها که اخیرا به لطف مهرورزان دهر در حال گسترش روزافزون است، به ثبت رساند!!!

    و از کرامات دیگر که مدت ها پس از ترک شرکت از دهان یکی از ترک کنندگان متقدم شنیدم، این است که با وجود ادعای دروغین و کردانیزهی دارا بودن مدرک دکترای فیزیک و اصولن شهرت به خطابه ی دکتر، در یکی از دست نوشته های قشنگ شان که به تایپیست محترم دادند، واژه ی بیگانه ی Physics را با حرف F تقریر فرموده بودند!!!!!!!!!

    پ.ن.: نبودم، ننوشتم، چون وقت نبود، اما حرف زیاد بود…. یکی نبود و همه بودند…….