سایت در حال ارتقا یا به‌روزرسانی است.

روایت‌ها

من خودم هستم

من خودم هستم زندگی‌نگاره (مموآر) من است درباره مواجهه با سایه‌های پنهانم. نوعی نگاه تخیل‌آمیز به خود با مایه شوخی و جدی. برای دریافت کتاب

ادامه مطلب »

… یه بار فایده نداره…

یکی از نقاط عطف تاریخ کتاب‌خوانی من وقتی بود که در دوره دانشجویی کتاب فاوست گوته را خواندم. اگر کسی بپرسد پنج کتاب مهم زندگی‌ات

ادامه مطلب »

یکجانشینی تزریقی در ده دقیقه

در آخر یادداشت قبلی (تمرکز گوجوی) وعده دادم که روش جایگزین برنامه پومودورو یا تمرکز بیست‌وپنج دقیقه‌ای را معرفی می‌‌کنم. اساساً آدم‌های تنبل و بهانه‌گیر

ادامه مطلب »

تمرکز گوجَوی

از وقتی فهمیدم گوجه‌فرنگی به‌جز خواص آنتی‌اکسیدانتی و ویتامین‌ و حساسیت‌زایی برای بعضی‌ها و فلان و بیسارهای دیگری که من الان حال جستن و گوگلیدنشان

ادامه مطلب »

شاپرک خانوم

خیلی بعیده دهه پنجاهی یا شصتی باشی و شهر قصه گوش نداده باشی. قصه خاله سوسکه، فیلی که دندونش درد می‌کرد، موش عاشق، روباه پیر

ادامه مطلب »

دست‌‌های زندگی

روی ردیف شش‌تایی صندلی‌ قطار، هفت نفر نشسته‌اند. نفر وسطی که به‌اندازه نیم‌لگن از بقیه جلوتر زده زنی است نزدیک به ۶۰ ساله. تا حدی

ادامه مطلب »

موازی‌ها بالاخره به هم می‌رسند!

می‌دویدم از لای درخت‌ها و تنه‌های عظیمی که انگار دست‌به‌دست هم داده بودند و راه را به رویم می‌بستند. از روی ریشه‌های درازشده بر کف جنگل می‌پریدم و سرخس‌های غول‌پیکر مسیرم را با دست‌هایم پس می‌زدم. به نفس‌نفس افتاده بودم که شعاع نور رهایی‌بخش از شاخه‌های آخرین ردیف درختان سیاه به صورتم تابید.

ادامه مطلب »

غور در بی‌وزنی

فرو می‌روی در عمق کم اما کافی آب، با فشار خودت را به کف حوضچه می‌رسانی و تا جایی که نفس هست روی آن می‌نشینی و با چشمان باز مسحور حباب‌های سفید ریز و درشت هوا می‌شوی که از بینی‌ یا دهانت توی زلال آبی آب پخش می‌شوند و به رقص درمی‌آیند. یا اینکه نفست را نگه می‌داری، حالت جنینی به خود می‌گیری و خودت را به فشار آب می‌سپاری تا مثل فضانوردان معلق شوی و چرخ می‌خوری و بالاوپایین می‌شوی.

ادامه مطلب »