سایت در حال ارتقا یا به‌روزرسانی است.

نامه‌‌های من و پول_قسمت هجدهم: اگر رفیق شفیقی، درست‌پیمان باش

پول عزیزم

درجه سرور و شادی من از دیدن نامه‌ات از چهل و دو بالاتر است. مبتلایم کردی!

رفیق خوبم، خوشحالم که بعد از آن نبرد سهمگین و شاخ‌به‌شاخ‌شدن عرق‌ریز و استخوان‌شکن با خود به روشنی رسیدی.

این همان است که من از تو می‌شناسم. سیال و جاری، در صیرورت از خود به خود.

بمانی برایمان که تو فرزند برکتی. و این روزها سخت مادرت برکت را می‌خوانم و سایه‌اش را روی تمام زندگی، روی عشق به آدم‌ها، روی مال و جان و سلامت و محبت فرامی‌خوانم.

و مراقبت کنم از کلام و اندیشه‌ام که در رد یا تردید و یا نسیان پیمان کلامی به زبان نیاورم و فکری از سر نگذرانم.

و پدرت ثروت که آموخته‌ام تنها در حضور شادزیستن و آرامش خاطر است که همراه می‌شود و نه فقط با ملازمت و جریان‌یافتن فرزندش (جناب‌عالی).

و چیزی که با دیدن مستند راز دریافتم این بود که اگر رفیق ره با تو شدم باید که درست‌پیمان باشم و پیوسته بر عهد و مرام همراهی تو پایدار بمانم.

نه فقط تو که پدر و مادرت نیز. و مراقبت کنم از کلام و اندیشه‌ام که در رد یا تردید و یا نسیان پیمان کلامی به زبان نیاورم و فکری از سر نگذرانم.

خوب. می‌بینم که دارم به نثر قابوس‌نامه و بیهقی تنه می‌زنم!‌ آن‌هم ناشیانه و جانیفتاده. 🙂

باقی بقایت
وی

 

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در email

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط