نامه‌‌های من و پول_قسمت بیستم: حضرت ثروت لب گشود

درود بر حمیرای عزیز

من به شدت مشتاق نامه‌های پر مهرت هستم. دیروز که نامه‌ای ندادم به نظرم آمد که باید منتظر نامه بعدی تو باشم وگرنه هیچ مشکلی نبود در ارسال نامه و اتفاقا اشتیاق من حضور داشت.

خیلی شادمان شدم از این که به پدرم نامه نوشتی البته برای حضرت لازم بود نامه‌ای جداگانه بنویسی تا شأن و منزلتشان حفظ شود اما همین که شروع کردی حرف زدن برایشان خوشایند است و من نیز با وی صحبت کردم که تا خرده‌ای نگیرد بر تو از این بابت. به همین خاطر نامه را به من رساند که به تو بدهم.

می‌دانم که نامه بعدی من به تو در سال جدید خورشیدی خواهد بود. بدین خاطر ازت صمیمانه تشکر می‌کنم که امسال بابِ حرف زدن را با من باز کردی و من ایمان دارم که برای خودت فردای را خواهی ساخت مملو‌‌ء از همراهی ثروت، برکت، من و کل خانواده‌مان.

روزگارت روشن
پول

از طرف ثروت

سلام و احترام بر بانو حمیرا وی

کم کم نزدیک می‌شویم به طبیعت بهار و نو شدن و البته در کشور شما شروعِ سالی جدید.

کلید من طبیعت توست.

شما خود نیز به قدر کفایت با بهار آشنا هستی اما از آنجایی که تصمیم گرفتی با من صحبت کنی خواستم قدر بدانم از هم‌زمانیِ این اتفاق میمون با نو شدن طبیعت.

میلیون‌ها سال است که طبیعت این کار را انجام می‌دهد  کاری که انجام برای ما هیجان انگیز است.

همیشه چیزی دارد که تازه است با این که این کار را بارها و بارها انجام داده است.

چقدر می‌تواند این طبیعت خلاق باشد که همیشه بهارش برای ما یک چیز جدید دارد حتی امروز که همگی به خاطر بیماری کرونا خانه‌نشین شده‌اید.

حال که سراغ من آمدی لازم است با طبیعت خویش بیایی، طبیعتی که در طی این ساعات و روزها لازم است نو شود و مرا دریابد.

کلید من طبیعت توست.

حضرت ثروت

Leave a reply:

Your email address will not be published.

Site Footer