نمی دانم ….

نمی دانم من تو اَم یا تو مَنی ؟
یا دردها یکی اند ؟
پس بکش جای من از آن پاکت سیگار نسیه ای،
که هر روز یادت می آورد …
تیترهای تهوع انگیز ،
که با تکرارشان بالا می آوری …!!
بکش جای من از آن سیگار نصفه ای که شب قبل، وسط وسوسه ای نا بجا خاموش کردی؛
تا بازهم مروری شود که فراموش نکنی،
که فراموش کردن هم
آنچنان که این از خدا بی خبران میگویند ،
خوب نیست…!!!
بگذار آخرین راه برای فرار…
برویمان باز باشد…
تا دوباره به دام خیال های احمقانه نیوفتیم !!!

"تنها" گمشده میان سنت و مدرنیته ، "تنها" رها شده در برزخ رفتن و ماندن ، "تنها" معلق میان زمین و آسمان ، "تنها" و دیگر هیچ .

Leave a reply:

Your email address will not be published.