روزنگاشت

رخدادهای ساده ساده ساده

در پیاده رو از کنار باغچه راه می‌رفتم. پروانه درشت سفیدی روی بوته‌های سبز و جوان گل‌هایی که هنوز شکوفه نداده بودند می‌پرید و هم‌‌قدم

ادامه مطلب »

یک گزارش ساده

  گاهی حس می‌‌کنم بد نیست کمی از حال و روز خودم گزارش کنم/دهم! فارغ از اینکه خواندن این گزارش‌های مقطعی چه مزیتی بر کارهای

ادامه مطلب »

فقط برای آنکه بماند…

  خویشتن هر آن چیزی است که ما آن را به‌عنوان چیزی بزرگ‌تر از خود کوچکمان تجربه می‌کنیم و از طریق آن است که می‌دانیم

ادامه مطلب »

در ستایش گفت و گوی

غورکردن در خود، رشد فردی و جوریدن احوالات خویش برای اصیل‌زیستن و صیقل‌دادن خود از زوايد آشکار و پنهان در این مدت خوب به‌کارم آمده

ادامه مطلب »

نه سپیدم نه سیاه

هیچ راه دیگری ندارم جز به شنیدن، دیدن و بازگوکردن دوباره زندگی. زندگی گاهی سپید می‌شود گاهی سیاه. انسداد در میانه جریان تند خاموشی در

ادامه مطلب »

آواز فروش

گوجه‌سبزخورا، گوجه‌سبزشناسا نوبر بهاری، گوجه‌سبز شهریاری خوشمزه، خوش‌خوراک درجه یک! گوجه‌سبز ببر کیلو هفت‌ هزااار بیا مشتری (؟) کارتون هم داریما… از کودکی گوش‌دادن و

ادامه مطلب »
آزادی در قرنطینه

آزادی در قرنطینه

برنامه روزهایم در حال تغییر است. آزادی روزهای قرنطینه دارد تمام می‌شود. خنده‌دار است که آزادی و قرنطینه را کنار هم گذاشته‌ام!‌ ظاهرش غریب می‌نماید

ادامه مطلب »

در ستایش زندگی و دیگر هیچ…

می‌­دانم، شام‌های زیادی در پیش است می‌­دانم، داغ­‌های زیادی خاموش است می‌دانم، رودها و صداها خشکیـده است می‌دانم، برف­‌های گرانی باریده است  اما… صبح­‌های عجیب

ادامه مطلب »

از نو بنویس…

سنگین شده‌م. ایده ندارم برای نوشتن و ایده‌های قبلی هم خشک‌شده و پژمرده‌ند. و خوب می‌فهمم که فاصله قلم رو می‌سوزونه. خشک و بی‌مقدارش می‌کنه

ادامه مطلب »