Blog Posts

موازی‌ها بالاخره به هم می‌رسند!

می‌دویدم از لای درخت‌ها و تنه‌های عظیمی که انگار دست‌به‌دست هم داده بودند و راه را به رویم می‌بستند. از روی ریشه‌های درازشده بر کف جنگل می‌پریدم و سرخس‌های غول‌پیکر

ادامه

خودخنده‌زنی

بیت زیر چند جمله دارد؟‌ به مارماهی مانی نه این تمام نه آن تمام                          منافقی چه کنی مار باش یا ماهی این تنها سوال کنکور است که یادم می‌آید.

ادامه

گلادیاتورهای خشمگین پارک‌وی

امروز دیدمشان. در لبه شمال غربی چهارراه پارک‌وی. ایستاده زیر آفتاب داغ، با یک چتر زهواردررفته زرد، خم‌شده، در یک دست یکی‌شان که با آن دست دیگرش با رفیق خود

ادامه

Site Footer

Sliding Sidebar

درباره من

درباره من

حمیرا وارسته‌ام. متولد ۲۴ اسفند ۱۳۵۶. زندگی‌ام درست مثل خیلی از آدم‌های روی زمین پر از روایت‌ و قصه و خاطره است. بر این باورم که نوشتن ابزار قدرت‌مند ابراز درون آدمی است؛ شیوه‌ای اساطیری از درک و بیان هویت فردی و اجتماعی و پلی میان درک شخصی با کنشگری اجتماعی. روایت من از روایتگری مثل آب‌راهه‌های باریکی است که، پس از جاری‌شدن در جلگه زندگی، اکنون به‌هم پیوسته‌اند و رودخانه‌ای پرخروش را در پیوستن به آب‌های آزاد شکل داده‌اند.

شبکه‌های اجتماعی

بایگانی شمسی