مادرانگی برای خویشتن

ترجیع‌بند رویاهایم

کودکی است که نگاهش می‌دارم در دنیای رنگ‌های آزاد

در حبابی شیشه‌ای دورِ دور،

دورتر از تمام کله‌های پرعدد

تا بچرخد رها در نسیم،
سوار بر توسن خیال.

تازگی‌ها اما

قافیه‌هایم در رویاها

وزن تازه گرفته‌اند

کودک‌اک شیشه‌ را شکسته
پابه‌پای من می‌دود،
خسته می‌شود، می‌گرید،
می‌ترسد، می‌خندد، اشتباه می‌کند…

هم‌دست هم شده‌ایم، هم‌بازی هم

همراه روزهای پر از بیم و امید.

دوباره زاده‌ شدیم

دوباره زنده‌ایم

به نوازش هم

به رویش زیستن

پ.ن: دوباره تولدم مبارک!

عکس: اثری از آنتونیو آلوارز گوردیلا

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط